خاطراتي از سفر به عراق ( جامعه شناسی مردم عراق)

اين سفر كه به عنايت آقا اباالفضل عباس (ع) انجام شد ساعت 11 شب از جلوي مسجد شهيدان حركت كرديم و 8 صبح فردا  در مرز شلمچه آماده خروج شديم. برخورد عراقيها با ما بسيار مناسب و محبت آميز بود بايد حتماً 7 اتوبوس و كاروان تكميل  مي شد تا 3 ماشين از بچه هاي سپاه بدر ما را محافظت مي كردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

Text Box:

 

 

 

 

 

 

 

 

مرز شلمچه و عراق

پس از عبور از ميدان جنگ كه بر عكس ايران ، كه تا مرز را آسفالت و بلوار کرده بودند جاده خاكي را تا حدود بصره رفتيم از كنار بصره عبور كرديم آنچه كه بيش از همه توجه همه را جلب مي كرد فقر و بدبختي مردم بود كه كلبه هاي خشتي داشتند وكنار فاضلاب كثيفي زندگي  مي كردند.

متأسفانه روي هر خانه بدون استثناء يك ديش ماهواره بود اما نكته دوم پرچم ها و بيرق هايي بود كه بر تك تك خانه ها و مغازه ها به نشانه محرم برافراشته شده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Text Box: حومه شهربصره دیشهای ماهواره
 

شايد اگر از من در مورد مردم عراق بپرسند مي گويم در شيعه گري و مذهب از ما ايرانيها بهترند آنهايي كه ايران آمده بودند و يك طلبه جوان كه 10 باربه ايران آمده بود  مي گفت ايران زيبا و بزرگ است اما بدحجاب هستند و مذهب ضعيف است.

حقيقت همينطور بود چرا كه من در اين ايام موسيقي  غير مذهبي يا بدحجابي نديدم مردم بسيار نسبت به شعار مذهبي حساس بودند به نان شب محتاج بودند اما پرچم يا حسين( قرمز، سبز و سياه )را بر خانه ها و مغازه ها و پياده رو حتي بيابان ها بصورت قبيله اي يا شخصي زده بودندو براي امام حسين (ع) خرج مي كردند اين را همه كاروان ما مي گفتند.

 

 

 

 

 

 

 

Text Box:

 

 

 

 

 

 

 

 

دو روز مانده به اربعين بود كه پياده به همراه فرزند و زن و هيأتي به سمت كربلا راه افتاده بودند كه صحنه هايي بسيار زيبا خلق كرده بودند كه انسان را به گريه  مي انداخت در مسير راه موكب يا جايگاهي با چادر هر صد قدم ساخته بودند كه از اينها پذيرايي مي كردند . عشق واقعي را دراين ملت ديدم روز عاشورا 3 ميليون زائر از اطراف به كربلا آمده بودند.

 

 

 

 

 

 

 

 

Text Box:

 

 

 

 

Text Box:

 

 

در مورد مردم عراق نكاتي مشهود و جالب بود كه براي دوستداران اهل بيت در اين سفر معنوي مي نويسم :

اولاً اكثر اين مردم سيگاري بودند وقتي سؤال مي كرديم مي گفتند كار صدام است واقعاً صدام اينها را در فقر و فلاكت نگه داشته بود اما يك معتاد نديدم مي گفتند صدام معتاد را اعدام مي كرد و دست دزد را قطع مي كرد.

نكته بعد اينكه به شدت با آمريكائيها بد بودند مي گفتند هدفشان چپاول نفت عراق است اصلاً امريكايي ما نديديم مي گفتند در پادگان هاي بيرون شهر هستند بصورت كارواني بيرون مي آيند تك ماشين خارج نمي شوند چون مورد حمله قرار مي گيرند. همه جا ماشين هاي نظامي با بهترين  امكانات و اسلحه كه توسط غربيها تجهيز شده بودند وجود داشت انگار كه شغل مردم تنها پليسي باشد بيشتر جوانان بودند هر كس يك اسلحه گرفته و تفتيش مي كرد مي گفتند در مناطق شيعه نشين امنيت وجود دارد اما در مناطق ديگر بغداد امنيت نيست تا بخواهي وارد حرم شوي وسايل الكترونيك را از شما مي گيرند از 3 پست بازرسي عبور مي كني تمام كوچه هاي منتهي به حرم و بازارها بايد تفتيش شوي در نجف بوديم و از چهار راهي كه عبور كرده بوديم بمبي منفجر شد و 20 كشته داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Text Box: Text Box:

 

 

شهر نجف تنها فلکه زیبای شهر بیاد شهید محراب حکیم ساخته شده است

كشوري جنگ زده كه فقط به فكر امنيت هستند و همه كارخانه ها تعطيل و مخرب شده اند و تا حدودي مصرفي كه بازار خوبي براي كشورهايي مثل ايران است و كالاهاي ايراني در آنجا فراوان است پلاستيك ظروف و كولر آبي و فرش ، مربا ، پفك و بيسكوييت ايراني بودند البته جديداً بازار را كمي از ايران گرفته اند مي گفتند همين نوشابه سازي بهنوش گچساران ورشكست شده بود و با صادرات به عراق دوباره رونق گرفت اما يك شركت آلماني همه انواع نوشابه را با نام كربلا توليد كرد كه بازار را از ايران هم گرفت همه جا نام آن را مي ديدي

پارچه و چادر ارزان بود مثلاً چادر 7000 تومان عراق به قيمت 15000 تومان درايران به فروش مي رفت پول ايران راحت داد و ستد مي شد با حضور ايرانيها كه اكثر بازار مملو از آنها بود اقتصاد شيعه ها تازه رونق گرفته بود وسايل الكترونيكي اندك تفاوتي با ايران داشت اما ماشين ها ي آنها شيك و خارجي بود چون گمرك نمي گرفت با سه ميليون شيك ترين ماشين را مي خريدي بي ام و كه در ايران 120 ميليون آنجا 15 ميليون قيمت داشت.

در مورد مردم عراق بايد بگويم كه بسيار از نظر بهداشتي كثيف   هستند و من در اين يك هفته حتي نمي توانسم آب آنها را بخورم در 100 متري حرم سگ و الاغ و اسب فراوان بود اصلاً چيزي به نام شهرداري وجود نداشت كه زباله ها را جمع كند مردم آشغال را همه جا مي ريختند در كنار اين كثيفي ها كباب مي كردند مي خوردند  غذا ها در فضا هاي روباز و در معرض دود و خاك قرار داشت

و اين براي آنها عادي بود بيشتر به گوشت علاقه داشتند و همه جا يك دكه كبابي جگر و گوشت وجود داشت.

 در شبانه روز 6 ساعت برق داشتند و بقيه ساعات را با موتور برق تأمين مي كردند به يك پايه برق هزاران كابل قرارداشت كه همه تعجب
 مي كردند آب بهداشتي نداشتند ماشين هاي هديه ايران كار شهرداري اطراف حرم را انجام مي دادند و بازسازي حرم ها به عهده اين ها بود

 

 

 

 

 

 

 

Text Box:

 

 

 

 

 

 

 

عمود برق در شهر کربلا

اكثراً داراي يك تلفن همراه بودند و زياد استفاده مي كردند ما ايراني ها را به عنوان مردمي متمدن و پولدار مي شناختند كه طلب پول مي كردند در كنار زيارتگاهها تاكفشداري طلب هديه مي كردند به بركت حضور زائران مشاغل زيادي ايجاد شده بود .

در عراق  کانالهای تلويزيونی زيادی و جود داشت شيعه چند کانال و اکثرا مذهبی و عزاداری سنی تعداد بيشتری کانال و مسيحی چند کانال ديگر که حتی در ايام عاشورا آزادانه رقص و موسيقی پخش می کرد.